خانه > Personal Articles > توهمات مذهبی تا کجا پیش رفته اند

توهمات مذهبی تا کجا پیش رفته اند

شخصی در عربستان به اتهام جادوگری به  اعدام محکوم شده است و در ایران مردم به اتهام محارب با خدا اعدام  می شوند و در افغانستان طالبان زنان را از تحصیل باز می دارند و تلویزیون را حرام می دانند.

موضوع سر این است که با کدام  پا وارد  دستشویی شوند یا با کدام پا از خانه خارج شوند. آیا تربت فلان امام زاده شفا بخش هست یا نه؟ آیا در چاه کسی هست یا نه؟ چگونه از یک انسان معمولی یک بت شکست ناپذیر بسازند و وی  را هم ردیف پیامبران و خدا کنند.

این موارد به شاخه های مذهب ربطی ندارد چرا که به طور مثال همان قدر خرافات در میان شیعیان هست  که در میان سنی ها . البته نکته جالب اینجاست که بیشتر مسلمانان پیروان سایر ادیان را خرافاتی میدانند یا دین آنها را افسانه میپندارند و این در حالی است که آیین خودشان سراسر خرافات گشته است.

نمونه این گونه خرافه پرستی ها در گذشته در آیین مسیحیت بسیار رواج داشت واعدام  به دلیل جادوگری بسیار به چشم خورده و اتهام محاربه با خدا هم وجود داشته منتها با نامی دیگر.

اما چه شد که مسیحیان توانستند تا حدود زیادی از این مسیر انحرافی خارج شوند و دین را از حالت ابزار گونه خارج کنند و به موضوع شخصی تبدیل کنند اما مسلمانان نه تنها نتوانستند این عمل را انجام دهند که متاسفانه بیشتر از قبل در این گودال فرو رفتند و راه را بیش از پیش گم کردند. توجه داشته باشید  که اسلام تنها دینی است که پر است از استثناها به این نمونه ها توجه کنید:

دروغ گناه است اما در مقابل دشمن خیر – تقیه
غیبت گناه است اما در مورد شخص بدهکار خیر
قتل گناه است اما قتل غیر مسلمان خیر
اگر پسری پدر خود را بکشد اعدام می شود اما اگر پدری پسر خود را به قتل برساند اعدام نمی شود

خوب مسلم است که اگر شما را در مقابل اصول بسیاری قرار دهند اما بر آن اصول استثناهای بیشماری وارد کنند شما میان اصول و استثناها مانده و تصمیم گیری برایتان بسیار سخت خواهد شد و البته این تداخل اصول و استثناها شما را به بدگمانی رهنمون خواهد کرد. این گونه توهمات و خرافه گرایی ها دارای دو نتیجه عمده است:
نتیجه اول این است که انسان نمیتواند میان حقایق و خرافات مرزی قایل شود و همواره در تشخیص حقیقت از خرافه با مشکل رو به رو است و از طرفی به دلیل تقدس های به وجود آماده جرات تمایز قایل شدن را ندارد.
نتیجه دوم این است که می شود از باورهای مردم در جهت پیشبرد اهداف سیاسی و قدرت طلبانه سود برد و نمونه این مورد بسیار مشاهده شده است مانند حکومت طالبان و ال سعود و همچنین حکومت اسلامی در ایران. به زبان ساده باورهای دینی مردم با افسانه ها و خرافات به طور عمدی در هم آمیخته می شوند  تا نتیجه دلخواه که همانا سوء استفاده از اعتقادات است به دست اید.
متاسفانه در بیشتر موارد این سوء استفاده گری ها به نتیجه دلخواه دست یافته است و حاصل آن پیدایش نسل هایی شده که بسیار تندرو و افراطی بوده و عمل کرده اند. پیدایش احزابی مانند حزب الله که تنها بر عکس العمل های خشونت آمیز دست می زند و گفت گو در مورد مسایل مورد اختلاف را گناه می شمارد یکی از نتایج هولناک ترویج خرافه پرستی است.
به شخصه  در مورد چگونگی حل این مشکل و همچنین پیدا کردن راهی برای مذاکره با این گونه افراد بسیار فکر کرده ام اما به دلیل نوع روحیه این افراد هرگز نتوانسته ام راهی در خور توجه بیابم.
نمونه قابل ذکر باز می گردد به همین دیروز که در مسیر بازگشت از لواسان به سمت تهران با ایست بازرسی  سپاه مواجه شدم که یک جوان کم سن و سال به من دستور ایست داد که ایستادم تا ببینم چه می خواهد. چند نکته درباره این جوان برایم جالب بود :
به طرز بسیار عجیب و آشکاری دوست داشت قدرت نمایی کند
تصور وی بر این بود که باید بی ادب باشد
به همه افراد با دید بد گمانی نگاه می کرد
تصور وی اینگونه بود که فقط اوست که درست می گوید و باقی راه اشتباه رفته اند
فکر می کرد هر چه او می گوید باید همان شود
در عین حال میان افکار و رفتار او تفاوت های بسیاری دیده می شد و دلیل اثبات این ادعای من این است که پس از دیدن بیست عدد اسکناس هزار تومانی لحن و رفتارش به طور کلی تغییر کرد و به من و همراهانم اجازه رفتن داد

حال تصور کنید که یک پلیس به طور قانونی و بدون توجه به اعتقادات و باورها و تنها بنا بر وظیفه ما را توقیف کند. توجه داشته باشد که این توقیف نه به دلیل تفتیش در عقاید یا روابط شخصی که به دلیل نقض قانون صورت گرفته است. هر دو طرف یعنی پلیس و شخصی که مورد توقیف قرار گرفته است به طور معمول بر اساس موازین قانونی با یکدیگر رفتار خواهند کرد و این درست نقطه تفریق یک سیستم دینی و غیر دینی است.

به هر حال مانند همیشه معتقدم که اولین گام برای اصلاح همواره باید از خود شخص شروع شود و اگر میخواهیم که جامعه ما نیز مانند بسیاری دیگر از جوامع مسیر پیشرفت را طی کند بهتر است برای از بین بردن خرافات و بت پرستی های مدرن ابتدا از خودمان شروع کنیم

دسته‌ها:Personal Articles
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: